آوای سلماس
مقالات نویسنده ، خبرها و مقالات لینک شده و نویسنده های دیگر
به نام آنکه اگرحکم کندهمه محکومیم

 
تاريخ : یکشنبه 29 تیر1393

حسین شریعتمداری از احمدی نژاد ۶ میلیارد تومان یارانه گرفت!

امروز خبری تاسف با ر از یک نظر و جالب از نظر دیگر را درپایگاه خبری پیام نو دیدم«حسین شریعتمداری از احمدی نژاد ۶ میلیارد تومان یارانه گرفت!» تاسف بار از این جهت که رئیس جمهور دولت دهم خزانه دولت را چونان ملک شخصی تصور کرده و ارادتمندان و متملقان خود را مستحق تشویق و منتقدین خود را مستحق جزامی دانست رویه ای که سنت حاکمیت پاتریمونیالیستی است  در این خصوص بعد از انتخابات 88 بسیاری از نشریات منتقد دولت که در جریان انتخابات همسو با آن نبودند از حق قانونی خود محروم شدند و یارانه این نشریات کسر گردید !! نشریه آوای سلماس به مدیر مسئولی اینجانب یکی از این نشریات بود .در آن دوران وقتی به اداره کل افرهنگ وارشاد استان اعتراض نمودم پاسخی جز الزام تغییر رویه نشریه از منظر سیاسی برای دریافت یارانه نگرفتم چرا که چرخش های لحظه ای و منطبق با شرایط از خصوصیات  نشریات زرد بود چیزی که قابل هضم در رویکرد دو هفته نامه آوای سلماس با بیش از یک دهه فعالیت در عرصه رسانه ای استان نبود بدین سان بود که این نشریه با تحمل هزینه های غیر قابل تحمل اقتصادی و مسایل دیگر که قبلادر این وب سایت به آن اشاره داشته ام در اواخر سال 89 فعالیت مطبوعاتی خود را توقیف نمود. و نکته جالب این خبر از این جهت که حالا مشخص شد برادر شریعتمداری مدیر کیهان چرا همیشه از حامیان پروپا قرص دولت تاریخی احمدی نژاد! و از دلواپسان امروز است!!! باور ندارید خبر فوق را بخوانید :

فرارو نوشت: در نخستین سال دولت دهم، محمدعلی رامین معاون جنجالی و عجیب و غریب مطبوعاتی وزارت ارشاد، بالغ بر ۲۰ میلیارد تومان را به یارانه مطبوعات اختصاص داده است. از این ۲۰ میلیارد تومان یارانه سال ۸۸، حدود ۵ میلیارد تومان به دو روزنامه کشور رسیده است: «ایران و کیهان»!

موسسه ایران با روزنامه‌ای ۳۲ صفحه‌ای، ویژه‌نامه‌های رنگارنگ و ویژه‌نامه‌های استانی در کنار کیفیت چاپ و تیراژ بالای آن، ۲٫۲ میلیارد تومان یارانه گرفته است اما روزنامه کیهان که در کمیت و کیفیت انتشار، قابل قیاس با روزانه ایران نیست، یارانه‌اش ۴۰۰ میلیون تومان از «ایران» بیشتر است.

در واقع روزنامه کیهان بالاترین رقم دریافت یارانه را در بین روزنامه‌های کشور در سال ۸۸ به خود اختصاص داده که گویا در ۴ سال دوم دولت احمدی‌نژاد رکورد دریافت یارانه نیز محسوب می‌شود؛ ۲٫۶ میلیارد تومان برای یک سال! ضمن اینکه روزنامه کیهان در طول سال‌های ۸۹، ۹۰ و ۹۱ حدود ۶ میلیارد تومان یارانه دریافت کرده است.نکته قابل تامل اینکه در سال اول وزارت سیدمحمد حسینی، ۵ روزنامه «کیهان، وطن امروز، رسالت، جوان و عصر ایرانیان» یک‌چهارم یارانه کل مطبوعات را به خود اختصاص داده‌اند و ۵ میلیارد تومان یارانه دریافت کرده‌اند که با احتساب ۲ میلیارد تومان یارانه روزنامه ایران، می‌توان گفت که در واقع حدود ۸ میلیارد تومان، بین ۶ روزنامه و ۱۲ میلیارد تومان بین بالغ بر ۱۰۰ روزنامه کشور توزیع شده است. این در حالی است که در همین سال، یارانه روزنامه همشهری ۱۵۰ میلیون تومان، جام جم ۹۰۰ میلیون تومان، جمهوری اسلامی ۳۰۰ میلیون تومان و اطلاعات نیز حدود یک میلیارد تومان بوده است. روند بذل و بخشش دولت احمدی‌نژاد به دلواپس‌های امروز به کیهان ختم نمی‌شود. روزنامه وطن امروز متعلق به مهرداد بذرپاش، در سال ۸۹ نزدیک به «یک میلیارد تومان» از دولت یارانه دریافت کرده است؛ روزنامه‌ای با تیراژ بسیار پایین که سابقه انتشارش به دو سال نمی‌رسیده است اما با این حال مبلغ دریافتی‌اش از روزنامه‌های «جام جم، همشهری، جمهوری اسلامی، اطلاعات، رسالت، شرق و خراسان» بسیار بیشتر بوده است!

بر اساس این گزارش، روزنامه تازه متولدشده «عصر ایرانیان» که «بیژن نوباوه» مدیرمسئول آن است نیز در دولت احمدی‌نژاد مشمول مهرورزی قرار گرفته و طی سال‌های ۸۹ تا ۹۱ در مجموع ۹۰۰ میلیون تومان یارانه از ارشاد گرفته است. در همین مدت، روزنامه کم‌تیراژ «رسالت» حدود ۱٫۵ میلیارد تومان و روزنامه کم‌تیراژ «جوان» نیز نزدیک به ۲ میلیارد تومان یارانه نقدی دریافت کرده‌اند!

رروزنامه شرق در این بازه زمانی حدود ۴۰۰ میلیون تومان و روزنامه مردم‌سالاری، حدود ۷۰۰ میلیون تومان یارانه دریافت کرده است. در واقع روزنامه‌های باسابقه و شناخته‌شده با گستره توزیع سراسری خیلی کمتر از روزنامه تازه متولدشده بیژن نوباوه یارانه دریافت کرده‌اند؛ روزنامه‌ای که گویا فقط در تهران توزیع می‌شده و نام «سراسری» را با خود یدک می‌کشیده است. اینکه روزنامه‌ای با تیراژی کمتر از ۵۰ هزار نسخه در دریافت یارانه رکورد بزند یا روزنامه‌ای که تنها در برخی مناطق و دکه‌های تهران توزیع می‌شود و کل تیراژش ۳ هزار نسخه هم نیست از روزنامه‌ای مثل همشهری و جام جم و اطلاعات بیشتر یارانه می‌گیرد، از جمله مصادیق مهرورزی‌های عادلانه دولت دهم است اما اگر شعار دولت یازدهم «اعتدال» است و وزارت ارشاد مدعی شفاف‌سازی و رفتار حرفه‌ای در قبال مطبوعات، باید لیست دقیق پرداخت یارانه در دولت گذشته (اگر وجود داشته باشد!) و لیست دولت فعلی را منتشر کند تا مردم در جریان واقعیت‌ها قرار گیرند.  اینک به جدول اطلاعات مربوط به پرداخت یارانه مطبوعات از محل بیت‌المال طی سال‌های ۱۳۸۸ تا پایان ۱۳۹۰ توجه بفرمایید. این داده‌ها بر اساس اطلاعاتی که یک منبع آگاه در وزارت ارشاد دولت احمدی‌نژاد در اختیار خبرنگار فرارو قرار داده، آورده شده است.

    نام روزنامهمبلغ دریافتی (۸۸ تا۹۰)
کیهان۶ میلیارد تومان
ایران۵٫۸ میلیارد تومان
جام جم۲٫۵ میلیارد تومان
وطن امروز۲٫۲ میلیارد تومان
جوان۲٫۲ میلیارد تومان
رسالت۱٫۵ میلیارد تومان
عصر ایرانیان۸۰۰ میلیون تومان
مردم‌سالاری۷۰۰ میلیون تومان
شرق۴۰۰ میلیون تومان
اعتماد۳۰۰ میلیون تومان
آفتاب یزد۳۰۰ میلیون تومان
همشهری۲۰۰ میلیون تومان


ارسال توسط علی محمدی ایروانلو

در ایام استمرار حکمرانی مدیران احمدی نژاد!

شروع سونامی استیضاح

 و سوال از وزرای دولت روحانی جرقه زده شد

به گزارش ایسنا، نمایندگان با پایان جلسه امروز خود به یک هفته تعطیلات تابستانی می‌روند، اما در آخرین روز کاری خود پیش از آغاز این تعطیلات، استیضاح وزرای جهاد کشاورزی، نیرو و علوم را کلید زدند و خواستار طرح سوال از وزیر اقتصاد شدند .معتقدم این رهیافت در ماههای آینده تشدید خواهد شد وظاهرا تصمیم سازان اصلی دولت یازدهم هنوز در نوع رویکرد خود با جریان مقابل در شک و تردید به سر می برند . در واقع  بعد از گذشت یکسال از شروع به کار دولت تدبیر و امید که بی شک مهمترین سرمایه اجتماعی آن اصلاح طلبان هستند متاسفانه علیرغم توصیه ها هنوزبیشتر جایگاههای مدیریتی کشور در ید و هژمونی اصول گرایان از جنس احمدی نژادی آن هستند مدیرانی که هیچ اعتقادی به منویات دکتر روحانی و سیاست های دولت او ندارند، واقعا جای تعجب است و شاید جای سوال است که معما و گره کور مسئله در کجاست که این شرایط را بوجود آورده است؟ پر واضح است زمان با سرعت در حال گذر است و محافظه کاری چیزی جز اتلاف فرصت ها نصیب دولت یازدهم نخواهد نمود. در حالی که  از یکسو مدیران جریان مخالف دولت دراکثر سطوح مدیریتی کشور حکمرانی می کنند و از سوی دیگر از حداکثرپتانسیل خود در قوه مقننه برا ی به چالش کشیدن دولت بهره می برند واقعا رهیافت فعلی با هیچ منطق سیاسی قابل توجیه نیست



ارسال توسط علی محمدی ایروانلو

نگاهی به دست های پنهان غرب در حوادث تاسف بار عراق

وقایع روزهای اخیر در عراق و رفتارهای وحشیگرانه گروه تروریستی موسوم به «داعش» در راستای پازل اسلام هراسی است که تئورسین های غرب به رهبری آمریکا طی چند سال اخیر آن را در کشورهای اسلامی به مرحله اجرا در آورده اند دراین خصوص برای تبیین موضوع باید به زوایای پنهان  فروپاشی پارادایم نظام دوقطبی جهان در نیمه دوم سال 1980 میلادی نگریست و گره حل معما را در آن جستجو کرد .در آن ایام اتحاد جماهیر شوروی یکی از دو ابر قدرت جهانی تحت تغییر و تحولات بنیادین و گسترده ، ساختار درونیش فرو ریخت وپاردایم نظام دو قطبی در عرصه نظام بین الملل به تاریخ پیوست  در واقع به دنبال فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی که شکست ایدئولوژی مارکسیسم-لنینیسم بود زمینه مناسبی برای غرب به رهبری آمریکا فراهم آمد تا اقتدار بلا منازع خود را بر کل جهان بسط و گسترش دهد بر این اساس نظریه پردازان آمریکایی پایان جنگ سرد را فرصت مناسبی برای القاء این اندیشه دانستندکه نظم و صلح جهانی حضور و استقرار قدرت مسلطی به نام آمریکا را ایجاب می نماید .در این راستا فوکی یاما تئوریسین برجسته آمریکایی  پایان تاریخ و هژمونی ابدی لیبرال دموکراسی بر جهان را اعلام نمود ودر ادامه ساموئل هانتینگتون جهت تداوم سلطه آمریکا و ارائه رهنمود برای سیاستگذاران آمریکایی و غرب نظریه جنجال بر انگیز خود به نام «برخورد تمدن ها»را مطرح کرد وی برخلاف برخی تحلیل گران پایان جنگ سرد را نه تنها ختم مناقشات ایدئولوژیک در جهان ندانست بلکه آن را سر آغاز دوران جدید «برخورد تمدن ها» اعلام کرد .بر اساس این نظریه بعد از فروپاشی نظام دوقطبی در جهان  کانون اصلی در گیری ها بین تمدن غرب و اتحاد جوامع کنفوسیوسی شرق  آسیا و جهان اسلام خواهد بود و غرب باید تمامی انرژی خود را در جهت تضعیف رقیب ایدئولوژیک خود خصوصا اسلام نماید .پرواضح است هر چند این نظریه از طرف بعضی اندیشمندان مورد نقد و انتقاد قرار گرفته است لیکن به ظن نگارنده این سطور چهار چوب سیاست خارجی امریکا در طول دودهه گذشته بر محوریت همین نظریه و در راستای اسلام هراسی و تضعیف جهان اسلام بوده است .در این خصوص  كارشناسان بر اين باورند كه آمريكا پس از دوران جنگ سرد و حذف كمونيزم، اسلام گرايي را تنها مانع بالقوه و در عين حال بهترين بهانه براي تحكيم سلطه جهاني خود قلمداد کرده  و به اين جهت تنها به يك بهانه براي خفه كردن سلول هاي تنفسي اسلام گرايي در سرتاسر جهان و سپس تصاحب دنيا نياز داشت و آن بهانه ۱۱ سپتامبر. بود ،دولت آمريكا بعدها اين عمليات تروريستي را به گروهك القاعده و طالبان كه هر دو از دست ساخته هاي سردمداران اين كشور در راستاي تامين منافع استكباري بود، نسبت داد وتلاش كرد تا بخشي از منافع خود را در منطقه با اشاعه همين بهانه تضمين كند و بر همين اساس به بهانه مبارزه با تروريزم و.. طرح حمله به كشور اسلامي افغانستان و عراق كليد خورد. . اقداماتي كه پس ازحادثه۱۱ سپتامبر ازجانب سردمداران آمريكايي صورت گرفت، نشان داد كه آنان در پي پيش دستي در نبرد تمدنها بودند. چرا كه بر اين باورند كه تمدن اسلامي و در پي آن بيداري اسلامي با مولفه هاي ضد نظام سرمايه داري و ضد صهيونيستي و آزادي ملت ها در حال شكل گيري است و در نهايت سبب نابودي تمدن پوشالي و مادي غرب خواهد شد. آنان با طراحي سناريوي ۱۱ سپتامبر و در ادامه با نقش آفرینی درتشکیل و تقویت گروهک های تروریستی همچون طالبان ،القاعده ،جبهه النصره وداعش در اقصی نقاط جهان اسلام که به نام اسلام و با صدای الله اکبر  وحشیانه وشبه قرون وسطایی سر انسان ها را بریده و جگر آنان را از بدن خارج و در معرض شبکه های متعددماهواره ای ومیلیونها  انسان آن را می خورند  و بدیهی ترین حقوق انسانی را زیر پا گذاشته و هزاران انسان بی گناه را به کام مرگ می برند  در تلاش هستند  تا علاوه بر نشان دادن يك چهره خشن و ضد انساني از تمدن اسلامي سبب خنثي شدن حرکت های نجات بخش انسان از جانب دنياي اسلام شوند.  بر این اساس مواضع دو گانه غرب خصوص آمریکا در حوادث اخیر عراق که از یکسو از دولت عراق حمایت و گروهک داعش را با شعار مبارزه با تروریزم محکوم می نمایدو از سوی دیگر دستهای پنهان خود را در ایجاد و تقویت این گروهها پنهان می کند را باید در راستای استراتژی تئوریسن های آمریکایی در گسترش «اسلام هراسی » و تضعیف اسلام رحمانی جستجو کرد امید است دنیای اسلام هوشمندانه این نقشه خطرناک و مغایر با بدیهی ترین حقوق بشری را خنثی نماید



ارسال توسط علی محمدی ایروانلو
 
تاريخ : سه شنبه 6 خرداد1393

امروز (5خرداد) حائل بحث برانگیز خیابان امام مابین میدان فردوسی و قائم برداشته شد اول صبح  این اقدام در منظر اکثر شهروندانی که در محل حضور داشتند تعجب انگیز بود زمزمه « پول مردم را این گونه به هدر می دهند» مهمترین لق لقه زبان اکثر شهروندان حاضر بود بنده کنجکاوانه چند رهگذر را مورد پرسش قرار دادم گفتم این را قبول دارم که این کار هدر دادن پول بیت المالی است که با هزاران مکافات از سبد هزینه ای شهروندان  تامین می شود ولی به نظر شما نفس برداشتن حائل درست است یا خیر؟ بی شک همه پرسش شوندگان انگشت تایید بر اقدام شهرداری می زدند لذا باید گفت اقدام  شهردار که بر اساس مصوبه شورای شهر انجام گرفت اقدامی شجاعانه و گویای ارزش گذاری بر مطالبات اذهان عمومی بود چیزی که شورای دوره سوم بر آن وقعی ننهاد. یادم هست در شروع عملیات عمرانی احداث این حائل  با مراجعه به یک عضو شورا  ضمن انتقاد از این اقدام و تشریح بازتاب های اجرایی آن  پیشنهاد نمودم سریعا ایشان با توجه به جایگاه خود در شورا عملیات حائل گذاری را متوقف نماید و با تعیین یک کار گروه کارشناسی  موضوع را مورد بررسی مجدد قرار دهد ولی نامبرده با توجیهات خود متاسفانه توجهی به در خواست بنده ننمود شخصی که باز هم مخالف برداشت این حائل در شورای چهارم هم بود !! و تما م تلاش خود را برای لغو مصوبه شورا انجام داد هر چند با اصرار اکثریت اعضای شورا  تلاش های این عضو به جایی نرسید. به نظر می رسد شورای دوره چهارم باید گام های شجاعانه بعدی را برای مهار هر گونه انحصار و منفعت طلبی  بردارد روندی که در چند ماه آینده  افکار عمومی در انتظار لمس تشعشعات آن هستند



ارسال توسط علی محمدی ایروانلو
 
تاريخ : چهارشنبه 17 اردیبهشت1393

 سالروززلزله 7.2 ریشتری 

سلماس  که این شهررا با خاک یکسان کرد

 به نوشته اروم نیوزامروز 17 اردیبهشت 1393 خورشیدی برابر با 7 رجب 1435 هجری و 7 می 2014 میلادی است. روزی که تاریخ شاهد وقوع یک فاجعه عظیم انسانی در شهر سلماس بود.زلزله بزرگ و مخرب سال ۱۳۰۹ سلماس موجب کشته شدن ۲۵۰۰ تا ۴۰۰۰ نفر در سلماس شد. این زلزله که بزرگی آن را بربریان (۱۹۷۴) ۷/۴=M و مؤسسه ژئوفیزیک ۷/۲=M برآورد کرده است یکی از مخربترین زلزله‌های آذربایجان و شاید منطقه خاورمیانه می‌باشد بطوریکه سال ۱۹۳۰در تاریخ زلزله‌شناسی بنام ۱۹۳۰سلماس ثبت شده است.



ارسال توسط علی محمدی ایروانلو

به بهانه بزرگداشت روز معلم

نگاهی به  اهمیت استراتژیک  آموزش و پرورش و چالش های پیش رو

پنجاه و سه سال پیش در 12 اردیبهشت ماه 1340 دکتر خانعلی در جریان اعتصابات معلمان کشته شد و 18 سال بعد ازآن آیت الله مطهری نیز در همین روز به شهادت رسید و این خود مبنای تاریخی سالروزی است که به روز معلم و درادامه به  هفته معلم نامگذاری شده است  به این بهانه نگارنده با بیش از دو دهه افتخار عضویت در جامعه فرهنگی کشور به قدر بضاعت اندک خود تلاش دارد ضمن تشریح اهمیت استراتژیک نظام آموزش و پرورش گوشه ای از مشکلات ، مطالبات و انتظارات نظام آموزشی و معلمان را به رشته تحریر کشد ودر این راستا از همه دلسوزان نظام خصوصا معلمان عزیز انتظار می رود با بهره گیری از ایام وفضای موجود درگرامیداشت مقام «معلم»  به ارائه تجربیات و نقد نظام رو به احتضار آموزشی کشور به پردازند..........



ادامه مطلب...
ارسال توسط علی محمدی ایروانلو
 
تاريخ : سه شنبه 9 اردیبهشت1393

به بهانه سالروز تشکیل شوراها

باید ابزارهای تشکیل شوراهای مشروعیت ساز فراهم شود

 نهم اردیبهشت ماه سالروز شوراهاست و این خود مستمسکی است تا صاحب نظران حوزه سیاست و اجتماع از منظرهای مختلف  شوراها را در بوته نقد و بررسی قرار دهند . در واقع مفهوم شوراها ریشه در اندیشه دمکراسی دارد تفکری که شکل حکومتی آن در ترازوی شایستگی ها و ناشایستگی ها یش همچنان بهترین رهیافت حکومتی است که بشر بعد از قرن ها تجربه شکل های متنوع حکمرانی پی به آن برده است ودر این خصوص شوراها عینی ترین نماداین شکل حکمرانی بوده که دایره مردم سالاری را در تمامی سطوح یک واحد سیاسی گسترانده اند.یک پیمایش از مدیریت کارآمد این پارلمان های محلی در جوامع با قدمت دیرین در امر دموکراسی گویای نقش بی بدیل و مشروعیت ساز شوراها در امر کار آمدی مدیریت شهری است و هیچ صاحب نظر منصفی نافی نقش اثر گذار شوراها در توسعه پایدار شهرها نیست. پر واضح است  این نهادهای مدنی هر چند در کشور ما با پایمردی خاتمی گام به حوزه تصمیم گیری های کشور در سطوح سیاست گذاری شهرها ،بخش ها و روستاها گذاشت وهم اکنون پانزده سال از این واقعه تاریخی می گذرد  لیکن به نظر می رسد هنوز این نهادهای با کارنامه مقبول در جوامع توسعه یافته نتوانسته اند نقش بی بدیل خود را در ایران به منصه ظهور رسانند و این همان واقعیتی است که نباید آن را در گرداب منازعات سیاسی به باد فراموشی سپرد و یا از آن چشم پوشی کرد .در این خصوص یک نگاه درونی به روند عملکرد شوراها ی شهر از منظر نقد و از حیث  ساختاری ،برنامه ریزی و خروجی سیاست ها گویای اوضاع نابسامانی است ترکیب سخت افزاری شوراهای شهر بسیار درهم ریخته و ناهمگن است ،روند واگرایی بر همگرایی در اکثر مواقع ملموس است ،همگرایی اکثریتی اعضای شورا که از اصول اساسی کارکرد نظام های پارلمانی برای سیاست گذاری های پایدار است همچون بازار ارز شناور  است  و نمی توان برآن امیدوار بود،تصمیمات شورا نه بر اساس یک برنامه مدون بلکه متاثر از تصمیمات آنی و گاهامحفلی است ،اکثر شهرداران در یک مکانیسم تعریف شده انتخاب نمی شوند، نه شورا میداند شهردار را برای اجرای چه برنامه ای انتخاب کرده و نه شهردار منتخب می داند چه چشم اندازهایی برای مدیریت چهار ساله خود دارد و دهها چالش دیگر که گریبانگیر شوراهای امروز کشور است . واقعیت این است که ما سرنا را از سر گشاد آن نواخته ایم شوراها را بدون فراهم نمودن ابزارهای تشکیل آن که در جوامع امتحان پس داده مشهود است به اجرا در آورده ایم که ماحصل آن  پارلمان های محلی بوده  که هنوز نتوانسته خروجی های مورد انتظار را بسان جوامع توسعه یافته در توسعه پایدار شهرها  داشته باشند.

در کنکاش ریشه یابی این مسئله می توان به نقش احزاب که چرخ دنده دموکراسی هستند اشاره کرد ابزارهای سیاسی که بدون نقش آفرینی آنها تشکیل پارلمان های تصمیم ساز که همواره در طول تاریخ همگام با پارلمان رشد یافته اند امکان پذیر نیست ونتیجه ای جز آنچه در عملکرد شوراها در ایران می بینیم نخواهد داشت. انتخابات اخیر شوراها در ترکیه و نقش اصولی احزاب در آن خود گویای این روند عقلانی و سیاسی بود .احزاب آموزش و کادر سازی های لازم برای پرورش نیروهای اجتماعی تشکیلاتی با روحیه کار جمعی  سیاست گذار در شهرها را انجام می دهند تا امکان ورود افراد ناتوان و ناکارآمد در پوشش امواج شعارها و احساسات کاذب به حوزهای تصمیم ساز شهرها مهیا نشود ،احزاب برنامه های خود را در فضای انتخابات در منصه رای مردم قرار می دهند تا انتخاب هاو تشکیل پارلمان ها بر اساس برنامه ها باشد نه شعارهای پوپولیستی فرصت طلبان ،نمایندگان حزب پیروز به اقتضای کار تشکیلاتی خود همواره ملزم به همگرایی واجرای برنامه های مشروعیت ساز حزب  جهت تدوام واستمرار قدرت حزب در انتخابات آینده هستند . پرواضح است اثر گذاران راس هرم قدرت سیاسی در کشور باید  تمرین کار شورایی را به شکل فعلی  با توجه به هزینه هایی که متوجه کشور می شود به پایان خود رسانند و به جای برگزاری مراسماتی چون همایش ها و.. در تعریف و تمجید عملکرد شوراها ابزارها و بسترهای تشکیل شوراهای قدرتمند را به تاسی از جوامع امتحان پس داده فراهم نمایند



ارسال توسط علی محمدی ایروانلو
 
تاريخ : سه شنبه 9 اردیبهشت1393

شورای شهر سلماس

منبع مشروعیت خود را فراموش کرده است

تعيين محل جديد گورستان سلماس به يكي از مشكلات ديگر اجتماعي اين شهرستان تبديل شده است اين در حالي است كه محل گورستان فعلي سلماس آخرين نفس هاي خود را براي دفن اموات مي گذراند و محدويت هاي مكاني اين محل به حد ماكزيمم خود رسيده است . تعيين محل جديد گورستان سلماس كه سابقه تاريخي آن به اوايل دهه 70 مي رسد با تصميم شوراي سوم شهرستان سلماس به نقطه نهايي خود رسيد اين شورا با كنار نهادن محل وقفي گورستان پيش بيني شده (محل ميدان دواب فعلي) در يك اقدام عجولانه محل واقع در امام زاده برگشاد را به عنوان گورستان جديد سلماس انتخاب كرد و شهرداري را موظف به آماده سازي اين محل براي انجام فرايند انتقال گورستان نمود در پي اين اقدام شوراي شهر زمزمه هاي اعترض اقشار مختلف مردم سلماس به اين تصميم شورا روز به روز گسترده تر شد و این خود فضای لازم را در مقطع زمانی خود برای انتقال گورستان مهیا نساخت و شهردار وقت عملا پرونده این مسئله را به بایگانی سپرد زمان گذشت و امروز که شورای چهارم امورات مدیریت شهری را سیاست گذاری می کند کنش ها حاکی از طی پروسه انتقال گورستان به مکانی است  که اذهان عمومی سلماس  و تشکل های صنفی (بازاریان)NGOها (هیات امنا گورستان) با ان مخالفند ظاهرا دست های پشت پرده بر این امر مصرند .از یک سو در میدان دواب فعلی که شرعا و قانونا محل احداث گورستان جدید سلماس است وپشتوانه  افکار عمومی را نیز در عقبه خود دارد عملیات شروع به کار احداث بیمارستان جدید در حال انجام است!! ومعلوم نیست شهرداری سلماس بر اساس کدام استنادات قانونی  (سند مالکیت، مسائل وقف و شرعی و..) مجوز قانونی این اقدام را صادر خواهد نمود ویا از ادامه کار جلوگیری نخواهد نمود از سوی  دیگر اکثریت اعضای شورای شهر سلماس در یک موضع انفعال نظاره گر اجرای پروسه انتقال گورستان به محلی هستند که گمانه ها گویای مخالفت منبع مشروعیت قانونی آنها (افکار عمومی) است و این یعنی یک پارادوکس دمکراتیک !! به نظر می رسد یک نگاه به موضع گیری های چند سال اخیر (آوای سلماس-شماره127نیمه اول تیر ماه 89) در مورد محل در نظر گرفته شده برای گورستان (امامزاده برگشاد) اکثریت اعضای شورای شهر را الزام به یک تصمیم فوری ، تاریخی و شجاعانه می نماید و آن ارجاع به یک رفراندوم یا نظرسنجی از مردم است چیزی که می توان از همین حالا نتیجه آن را پیش بینی نمود .پرواضح است اگر اکثریت اعضای شورای دوره چهارم همچنان  در موضع انفعال قرار گیرند و گمانه ها یا شایعات دردلایل اصراربعضی ها  برای انتقال گورستان به محل در نظر گرفته شده جهت اهداف اقتصادی ، توسعه محدوده شهر به سمت و سوی شمال شرقی شهر و...در آینده به واقعیت به پیوندد افکار عمومی در طول تاریخ آنان را نخواهند بخشید



ارسال توسط علی محمدی ایروانلو
 
تاريخ : چهارشنبه 3 اردیبهشت1393
آیا دیپلماسی ظریف نتیجه می دهد؟!/

سرنوشت بازارچه کوزه رش سلماس همچنان منتظر تصمیم ترکیه



ارسال توسط علی محمدی ایروانلو
 
تاريخ : جمعه 29 فروردین1393

راهبرد سعادت برای توسعه پایدار استان

سعادت استاندار آذربایجان غربی در اولین سخنرانی خود با اشاره بر رتبه بسیار نازل و تاسف بار آذربایجان غربی درشاخص درآمدسرانه(28 کشوری) «سایت نوید آذربایجان -25/9/92»شاه کلید استراتژی خود در مدیریت استان آذربایجان غربی را رونمایی کرد ودر ادامه طی  چند ماهه گذشته دربیشتر اظهار نظر های خود تلاش نمود محوریت برنامه خودرا شفافتر نماید در این خصوص یک نگاه اجمال به مواضع اولین استاندار آذربایجان غربی در دولت تدبیر و امید طی قریب به شش ماه گذشته گویای ترجیح توسعه اقتصادی بر توسعه سیاسی در برنامه راهبردی وی برای توسعه پایدار استان است .به نظر می رسد راهبرد محوریت اقتصاد در اندیشه مدیریتی عالی ترین مقام حاکمیتی استان پشتوانه های نظری لازم درمهار و رفع چالش های رکن جمهوریت نظام را در نهان خود دارد چیزی که خود  از اهم ادله استقبال اکثریتی مردم از برنامه های دکتر روحانی در خرداد 92 بود.راقم این سطور در بررسی پشتوانه های نظری توسعه از منظر دموکراسی با تلنگری بر نظرات صاحب نظرانی همچون «شومپیتر» و....معتقد است عوامل اقتصادی از اثر گذار ترین مولفه های پیشبرد شاخص های دمکراتیک نظام سیاسی در بسیاری از دمکراسی های قدیمی بوده است.پرواضح است توسعه اقتصادی و گسترش سطح رفاه اقتصادی در هر جامعه سیاسی ضمن گسترش دامنه جمعیتی طبقه متوسط ظرفیت آن طبقه را با تکیه بر قدرت اقتصادی خود در تقویت جامعه مدنی به امری انکار ناپذیر مبدل خواهد ساخت رهیافتی که خود فضای لازم را در ایجاد ورشد احزاب ،تشکل ها ،NGOها وانجمن ها فراهم ساخته و بی شک این فرایند ، قدرت سیاسی را در افزایش احترام به حقوق شهروندی ،حاکمیت قانون و هنجارهای مردم سالاری ملزم خواهد نمود

چالش ها و ظرفیت های راهبرد اقتصادی در توسعه استان

اخیرا معاون برنامه ریزی استانداری آذربایجان غربی میزان سرانه در آمد در آذربایجان غربی را پایین‌تر از میانگین کشوری اعلام کرده است ( سایت خبر گزاری تسنیم-۱۳/اسفند/۱۳۹۲ ) در واقع این گونه اظهار نظرها و مطالعات انجام گرفته از سوی سازمان های رسمی کشور گویای این مسئله است که استان آذربایجان غربی در میان استان های کشور همواره رتبه های آخر را از نظر توسعه یافتگی به خود اختصاص داده است .پرواضح است شرایط نامساعد اقتصادی درآذربایجان غربی علیرغم داشتن ظرفیت های قابل توجه توسعه اقتصادی از شرایط نامساعد اقتصادی رنج می برد .یک پیمایش ونگاه به بخشی از پتانسیل های بالقوه اقتصادی استان گویای مدیریت برنامه گریز وناکارامد سالهای گذشته درایجاد شرایط تاسف بار فعلی است

1-ظرفیت های معجزه آسای مرزی:

امروزه تاثیر ظرفیت های مرزی در مبادلات اقتصادی بر رونق کسب و کار و افزایش سطح درآمد شهروندان یکی ازمهمترین رویکردهای واحدهای سیاسی توسعه یافته یا درحال توسعه می باشد که عینی ترین آن را می توان در سرمایه گذاری ها و سیاست های هوشمندانه اقتصادی دولت طیب اردوغان در ترکیه متصور شد که خود موجب جهش قابل توجه رشد اقتصادی این کشور همسایه در سالهای اخیر شده است .در این خصوص استان آذربایجان غربی با داشتن نزدیک به 1000 کیلومتر مرز مشترک با کشورهای عراق ،ترکیه،آذربایجان به تنهایی ظرفیت عظیمی در حوزه صادرات ،واردات واشتغال در خود دارد که میتواند کسب و کار صدها هزار نفر از شهروندان منطقه را رونق بخشیده و شاخص های درآمدی استان را به نحو قابل توجهی قابل دفاع نماید چیزی که متاسفانه در پازل مدیریتی اذربایجان غربی سالها مورد بی توجهی قرار گرفته است رویکردی که می توانست رشد سرانه درآمد و رفاه بخش وسیعی از مردم را به میزان قابل توجهی افزایش دهد.پر واضح است شهر های خوی ،ماکو، سلماس ،اشنویه ،پیرانشهر وسردشت از جمله مهمترین پتانسیل های مهم تبادلات مرزی استان بوده که اکثرا در فقدان زیر ساخت های لازم(پایانه های مرزی فعال و...)ودیدگاههای امنیتی امکان استفاده حداکثری از این ظرفیت ها را نداشته وتنها مستمسکی برای گرم نگه داشتن تنور مشارکت سیاسی برای کاندیداها در فرایند انتخابات شده است چیزی که سالهاست نمود آن در شهرستان سلماس قابل رصد است

2- منطقه آزاد ماکو :

منطقه آزاد تجاری و صنعتی ماکو با توجه به ظرفیت های قانونی این گونه مناطق در توسعه صنعت و رونق اقتصادی یکی دیگر از پتانسیل هایی است که متاسفانه نتوانسته در طول سه سال گذشته بدلایل عدم ثبات مدیریتی و...به مرزهای سقف حداکثری خود درتاثیرات اقتصادی برسد .بدیهی است تلاش در تزریق یک  مدیریت توانمند می تواند کلیت فضای  استان را تحت تاثیر تشعشع اقتصادی این منطقه قرار دهد

3- منطقه ویژه اقتصادی سلماس :

بررسی کارشناسی قانون مناطق ویژه اقتصاد و کارویژه های این بلوک های اقتصادی نشان از ظرفیت های انگیزشی برای سرمایه گذاری داخلی و خارجی در این مناطق است که مهمترین خروجی آن گسترش بنگاههای اقتصادی و مراکز بزرگ صنعتی است چیزی که امروزه یکی از تنگاهای مهم اقتصادی آذربایجان غربی در امر توسعه می باشد .در این خصوص منطقه ویژه اقتصادی سلماس که برای خود حکایت دیرینی دارد بعد از یک دهه وعده های سیاست ورزان انتصابی و انتخابی به عنوان اولین منطقه ویژه اقتصادی آذربایجان غربی مجوز فعالیت گرفت لیکن پرونده این منطقه  با گذشت بیش از چهار سال هنوز در بایگانی مدیریت تصمیم سازان کشوری و استانی خاک می خورد وانتظارها برای شروع زیرساختها و فراهم نمودن بسترهای فعالیت این بلوک مهم اقتصادی همچنان تحقق نیافته است

پرواضح است موارد مطرح شده در این مقال از جمله اهم ظرفیت های بالقوه اقتصادی استان بوده که قطعا از منظر کارشناسان اقتصادی قابل گسترش در سایر حوزها ی اقتصادی را نیز دارد

چالش های پیش رو:

یک پیمایش تاریخی از مدیریت سعادت در استانداری آذربایجان غربی دراوایل دهه 70 گویای سطح هوشمندی وی در پیشبرد راهبردهای اقتصادی است که ازمصداق های  شاخص آن تدبیر هوشمندانه وی در تبدیل یک تهدید امنیتی به یک فرصت اقتصادی در مسئله بحران سیاسی کردستان عراق بود که شهرهای مرزی و جنوبی استان را تحت تاثیر خود قرارداده بود.وی در آن مقطع زمانی با فراهم نمودن شرایط لازم برای ورود خودروهای سبک وسنگین در مرزهای جنوبی استان توانست یک تهدید امنیتی را به بخش مهمی از فرصت های اقتصادی مردم منطقه و دستگاههای دولتی وعمومی تبدیل نماید .بر این اساس باید امیدها را برای موفقیت اولین استانداردولت تدبیر وامید برای پیشبرد راهبرد خود در توسعه پایداراستان بارورتر ساخت لیکن در این مسیر با توجه به پیشینه دیرین نگاه امنیتی به پتانسیل های مناطق مرزی و بخشنامه های قابل نقد ماههای اخیر وزارت کشور در محدود سازی استانداران برای انتخاب مدیران کارآمد به نظر می رسد قربانعلی سعادت راه دشواری را پیش روی خود دارد.امید است از یک سو وی با نفی تدریجی نگاه امنیتی و تقویت رویکردهای اقتصادی درمناطق مرزی و از سوی دیگراستفاده از جایگاه کاریزماتیک غنی از تجربه (در مقام شیخ استانداران)برای مهارورفع  موانع موجود در انتخاب مدیران کارآمد از طریق دیپلماسی فعال داخلی با کنشگران راس هرم قدرت سیاسی چشم اندازی امید بخش و آینده ساز برای توسعه پایدار استان آذربایجان غربی  رافراهم نماید



ارسال توسط علی محمدی ایروانلو

خرید شارژ

فروشگاه اينترنتي ايران آرنا

تفریح و سرگرمی

دانلود