تبليغاتX
آوای سلماس
آوای سلماس
مقالات نویسنده ، خبرها و مقالات لینک شده و نویسنده های دیگر

ميرحسين موسوی، از انديشه های اقتصادی

 تا احساسات شاعرانه

(برگرفته از وبلاگ بهمن احمدی امويی)

۳۵ سال پيش دکتر علی شريعتی قبل از يکی از سخنرانی هايش در حسينيه ارشاد از مخاطبانش خواست تا از نمايشگاه نقاشی يک زوج جوان در راهروهای حسينيه ديدن کنند.زوجی که آينده آنها را درخشان توصيف کرد. تابلوها نام حسين رهجو و زهرا رهنورد را برخود داشت . حالا پس از ۳۵ سال کمتر کسی نام واقعی زهرا رهنورد و نام مستعار مير حسين موسوی را به ياد دارد .در همان سال ها ، جوان های نهضت آزادی و تعدادی از فعالان انجمن اسلامی پزشکان با هدايت دکتر حبيب الله پيمان جنبش مسلمانان مبارز را تشکيل دادند . به گفته دکتر پيمان در ميان آن جوانان نام مير حسين موسوی هم ديده می شد . او با نام مستعار حسين رهجو فعاليت می کرد . او آن روزها را به خوبی به ياد دارد :" بحران تشکيلاتی و ايدئولوژی سازمان مجاخدين خلق و تقابلی که با انديشه های شريعتی در حال شکل گيری بود ما را به تشکيل اين جنبش رسانده بود." حمايت از مذهبی های سازمان مجاهدين خلق ، پشتيبانی از انديشه دکتر شريعتی و حمايت از جنبش توده ای مردم ايران که در حال شکل گيری بود، سه هدفی بود که اين گروه پيگيری می کرد .به نظر می رسيد زهره کاظمی که حالا ديگر همه او را به نام زهرا رهنورد می شناختند ، فعال تر بود . خيلی ها سخنرانی او را در استاديوم امجديه هنوز به خاطر دارند . زهرا رهنورد کتاب ها يی می نوشت که مورد استفاده روشنفکران دينی و چپ های مذهبی آن روزها بود . اگر چه با پيروزی انقلاب و .............



ادامه مطلب...
ارسال در تاريخ سه شنبه 12 آبان1388 توسط علی محمدی ایروانلو

نقدی بر گفتمان «توهم توطئه» در ساختار حاکمیت و دولت

چه کسانی به شبهه تقلب در انتخابات دامن زدند؟

 انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری برگزار شده بود و آمارها خبر از مشارکت هشتاد و پنج درصدی واجدین شرایط در پای صندوق‌های رای می‌دادند. در چنین شرایطی مقامات و مسئولین کشور در اظهار نظرهای خود بر این مسئله تاکید می‌کردند که مردم با مشارکت گسترده در انتخابات بار دیگر پاسخی کوبنده به رسانه‌های بیگانه داده‌اند و بار دیگر نشان داده‌اند که ارزشی برای این رسانه‌ها قائل نیستند. مسئولین در اظهارنظرهایشان از مردم آگاه و بیداری می‌گفتند که علی‌رغم تبلیغات منفی و سیاه‌نمایی‌های رسانه‌های بیگانه پیرامون انتخابات، با حضور گسترده خود در انتخابات حماسه دیگری خلق کرده‌اند و یک نه بزرگ به رسانه‌های بیگانه گفته‌اند. ...................



ادامه مطلب...
ارسال در تاريخ سه شنبه 12 آبان1388 توسط علی محمدی ایروانلو

میرحسین موسوی:
13 آبان
یعنی نمایش "رهبری" مردم
دیر یا زود، مخالفان مردم صحنه را ترک خواهند کرد
 

مردم ما امروز رهبرانند و این همان آرزوی بزرگی است که امام برای آنان داشت. سیزدهم آبان، این سبزترین روز سال دوباره از راه می‌رسد. آیا امروز قابل‌تصور است که حرکت مردم خاموش شود؟ اگر اینگونه باشد دستاوردهای چهل و پنج سال تاریخ معاصر خود را از دست داده‌ایم، و اگر چنین نباشد این نشانه‌ای از ریشه‌های انقلابی ماست . ما به اتکای این ریشه‌هاست که سبز شده‌ایم. حرکت ما از واگذار کردن اسلام به جبهه خرافه‌پرستان و سپردن انقلاب به دست نااهلان و نامحرمان، از ناچیز شمردن میراث و میوه مبارزات یک‌صدساله مردم ایران و جایگزین کردن آن با تصوراتی گنگ، و از جدایی و بیگانگی نسبت به ریشه‌های تاریخی‌اش نفع نمی‌برد.این روزها هر نگاهی که به نگاهی می‌افتد از پیروزی می‌پرسد. کی به آن می‌رسیم؟ همین که خواسته‌ای در جامعه متولد می‌شود دیگر هیچ کس قادر نیست از برآورده شدن آن ممانعت کند. راه سبز ما یک مسیر عقلانی است و این یک بشارت است، زیرا نشان می‌دهد که ما تا انتها بر سر خواسته‌های خود مستحکم خواهیم ایستاد. اگر دچار تندروی و رفتارهای افراطی بودیم شک نکنید که با دستانی خالی از نیمۀ راه باز می‌گشتیم، زیرا افراط راه را برای تفریط باز می‌کند. اگر برای قبول این حقیقت به مثال نیاز دارید به سیاست خارجی دولتمردان بنگرید. همان وقتی که آنان مناسبات بین‌المللی کشور را به اغراض تبلیغاتی آلوده کردند و از خردورزی و متانت کناره گرفتند می‌شد حدس زد که به زودی مصالح بلندمدت مردم را به هیچ معامله خواهند کرد. شانزده سال پیش از این تهیه سوخت برای تاسیسات هسته‌ای تهران امری بود که نه مسئولان و نه رسانه‌ها انجام آن را یک خبر مهم تلقی نمی‌کردند. امروز قسمت اعظم محصول فعالیت‌های هسته‌ای کشور، که این همه جاروجنجال به خود دیده و چندین تحریم برای ملت به همراه آورده است، گویا باید برای تامین همین نیاز ساده تحویل کشورهای دیگر شود، شاید بعدها لطف کنند و اندکی سوخت در اختیار ما بگذارند. آیا این یک پیروزی است؟ یا یک تقلب آشکار، که چنین تسلیمی فتح‌المبین نامیده شود؟دولتمردان نه مشکلات جهان را حل کردند و نه بر حقوق تردیدناپذیر ملت خود تاکید نمودند، که با گشاده‌دستی از این حقوق عقب نشستند. آنها نشان دادند که حتی در تسلیم شدن و کرنش کردن افراط‌ گرند. حتی اگر با تلاش دلسوزان از واگذاری دستاوردهای کشور در زمینه انرژی صلح‌آمیز هسته‌ای جلوگیری شود از عواقب افراط و تفریط‌های دولتمردان ایمن نشده‌ایم، زیرا رفتارهای آنان زمینه را برای اجماع بین المللی جهت اعمال تحریم‌ها و فشارهای بیشتر به ملت ما فراهم کرده است.چیزی که ما می‌توانیم از این ماجرا بیاموزیم آن است که خود دچار افراط نشویم. دیر یا زود – بلکه به امید خدا بسیار زود – مخالفان مردم صحنه را ترک می‌کنند.

 

ارسال در تاريخ دوشنبه 11 آبان1388 توسط علی محمدی ایروانلو

پالايش آفت هاي نظام با حذف اصلاح طلبان !!

اخیرا روزنامه اصول گراي كيهان در يادداشتي پنج حزب اصلاح طلب را آفت هاي نظام تلقي نموده و فتواي تعطيلي آنها را صادر نموده است حال  آيا به راستي آفت هاي نظام چنين فتواهايي بوده است ؟ در واقع اشاره كيهاني ها به پنج حزب مشارك ، اعتماد ملي ، سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي ، مجمع روحانيون مبارز و كارگزاران به عنوان آفت هاي نظام و اعلام تعطيلي آنها معنايش اين است كه يك جناح درون جمهوري اسلامي ايران به طور كامل حذف شود و از اين به بعد شاهد سياست تك حزبي (تك جناحي ) در كشور باشيم . اين رويكرد كه در پوشش دفاع از نظام جمهوري اسلامي و در قالب آفت يابي از سوي تئوري پردازان جريان تندرو دنبال مي شود دقيقاً خلاف بيانات و ديدگاههاي اعلامي رهبر معظم انقلاب است . جامعه سياسي و مردم ايران فراموش نمي كنند تعبير مقام معظم رهبري درباره دو جناح سياسي عمده كشور كه آنها را دوبال پرنده انقلاب ناميدند و عنوان داشتند كه با يك بال نمي توان پرواز كرد . بي گمان اگر بالي هم آفتي ديد و زخمي بر آن نشست راهش بريدن آن نيست بلكه اصلاح اش است . پرواضح است فرايند گردش قدرت در فضاي دموكراتيك امري مسموع و جوهره اصلي نظام هاي مردم سالار است ليكن قبضه بر قدرت و تلاش براي موروثي كردن آن با حذف رقبا رهيافتي نيست كه با فضاي جهان امروز و در عصر انفجار اطلاعات دست يافتني باشد و تجربه نيز ناكارآمدي چنين رويكردها را در طول قرن ها حكومت هاي توتاليتر به وضوح نشان داده كه چيزي جز جامعه اي عقب مانده و فرو پاشي را به ارمغان نياورده است . ظاهراً جريان تندرو حاكم در كشور از درك واقعيت هاي سياسي عاجز بوده و هنوز در ايده هاي انتزاعي و نظري با تمسك به تحليل هايي چون انقلاب مخملي و بر اندازي در روياي پلمپ گردش قدرت و حذف جريان ريشه دار اصلاح طلبان در كشور است . به راستي آفت نظام آنطوركه يكي از روئين تنان جامعه سياسي كشور آن را تنفيض نموده اند جريان موسوم به اصلاح طلبان است يا بايد واقعيت ها را در جاي ديگر جستجو كرد . نگاهي به فضاي فعلي كشور گوياي چالش هاي كشور در حوزه هاي آفت خيز ديگري است . ناكارآمدي در تمشيت امور و حل مشكلات مر دم ، مهار بيكاري لجام گسيخته جوانان رها در دام اعتياد ، بيكاري و دغدغه هاي مسكن و ازدواج، مگر از اهم آفت ها نيست . رواج رشوه خواري ، باج گيري ، نزول و ربا در جامعه اسلامي آفت نيست ؟ دادن وام هاي ميلياردي بدون ضمانت به نور چشمي ها و در همان حال جوانان تازه ازدواج كرده را براي چند غاز وام ازدواج سردواندن ، آفت نيست ؟ آفت نظام رواج فضاي توهين و تهمت و افتراست كه طي آن هر كسي كه اندك پشتوانه اي از قدرت باشد ، مي تواند عليه هر انكه دلش خواست ، هر آنچه بر زبان و قلمش آمد ، بگويد و بنويسد و كك كسي هم نگزد . آفت نظام آن است كه هر روز خبر رسد كه فلان مقام مسئول سرقت علمي كرده و مقالات ديگران را به اسم خود به مراجع علمي بين المللي داده و دستش هم روشده و در دنيا مورد تمسخر قرار گرفته ايم اما هيچ كس ، متقلبان را باز خواست نكند كه «چرا تقلب و چرا بازي با آبروي ايران» .  آيا دروغ پراكني از تربيون ها و نهادهاي قانوني آفت نيست ؟ استفاده از مدارك جعلي در مناصب بالاي حكومتي و استفاده هاي غير مشروع چند ساله از امتيازات آن اعم از مادي و معنوي كه از طريق مراجع قانوني كشور افشا گرديد ليكن بر آن وقتي ننهادند و همچنان اين افراد متغلب عزيزند و بزرگ !!  آيا مصيبتي بزرگ براي كشور نيست.  گسترش روبه افزون دخالت نظاميان در سياست و ناديده گرفتن وصيت روشن امام (ره) آفت نيست ؟ مقابله با گردش آزاد اطلاعات ، گسترش سانسور ، نفي آزادي مطبوعات و در كل تعطيلي جمهوريت نظام آفتي بزرگ نيست .آفت نظام آن است كه ساليان سال مردم گرفتار خودروهاي غير استانداري وطني شوند و سال به سال هم دريخ از پارسال.  آفت نظام آن است كه جذب حداقلي و دفع حداكثري دستور كار برخي از آقايان باشد و هر روز به انحاي مختلف عده اي را از قطار نظام و انقلاب بيرون بيندازند و به جز خود ، كسي را مسلمان انقلابي و دوستدار ايران ندانند . هجمه گسترده به بيت حضرت امام (ره) و ناديده انگشتان اين پايگاه و چراغ راهنماي انقلاب مصيبتي بزرگ نيست . به نظر مي رسد كيهانيان و پاپ تراز پاپ ها در نقاب آفت زدايي از نظام و انقلاب چيزي جز قدرت طلبي و كيش و مات ريشه دارترين جريان سياسي كشور نيست ؟

 

ارسال در تاريخ سه شنبه 21 مهر1388 توسط علی محمدی ایروانلو

 تشدید مبارزه با گردش آزاد اطلاعات

منابع خبری متعدد از تهران گزارش می دهند که دور جدیدی از ارسال پارازیت بر روی شبکه های ماهواره ای آغاز شده است. در حالی که اثرات مخرب امواج پارازیت بر روی سلامت جسمی و روانی انسان ثابت شده است، شنیده می شود که این بار قدرت امواج پارازیت ارسال شده افزایش چشمگیری داشته است. به نوشته ها و گزارشات خبری  دور جدیدی از ارسال پارازیت بر روی شبکه های ماهواره ای آغاز شده است. در حالی که اثرات مخرب امواج پارازیت بر روی سلامت جسمی و روانی انسان ثابت شده است، شنیده می شود که این بار قدرت امواج پارازیت ارسال شده افزایش چشمگیری داشته است.گفته می شود سیستم جدید ارسال پارازیت به تازگی از کشور روسیه خریداری شده است. این در حالی است که شرکت صنایع الکترونیک ایران (صاایران) نیز چند سالی است که تولید سیستم های ارسال پارازیت را از روی مدل های خارجی همچون "اریکسون" آغاز کرده است.  به ادعای سایت خبری پیک ایران سیستم مجهز روسی که به تازگی خریداری شده "در جنگ هاي مدرن الكترونيك براي اختلال در رادارها استفاده مي شود، اما شرکت صاایران با ایجاد تغییرات غیر استاندارد در این سیستم به قدرت بالایی برای ارسال امواج دست یافته است. در اين سیستم اسيلاتورهايي در پهناي باند مايكروويو استفاده شده كه تمامي كانال هاي ماهواره اي را دچار اختلال می كند. "به گزارش خبرنگار جرس،  ننهاد مسئول فوق  نصب فرستنده های پارازیت در تهران و سایر شهرهای بزرگ کشور را از سال ۱۳۸۱ آغاز کرد. در این سال دستگاه های پارازیت از کمپانی اریکسون که  بخشی از بازار فروش تلفن همراه ایران را نیز در اختیار دارد، خریداری شد. سیستمی که این نهاد  از طریق آن به تولید و ارسال امواج پارازیت دست می زد "Terrestrial Interference" نام دارد و امواج تولید شده از آن با عنوان امواج زميني راديويي يا مايكرو ويو شناخته مي شوند. این امواج همانند سيگنال از یک برج راديويي فرستاده شده و بر روي سيگنالهاي اصلي ماهواره سوار مي شوند و باعث مي شوند كه تصاوير ماهواره بصورت شطرنجي ديده شوند. یکی از دستگاه های مجهز تولید پارازیت بر بالای برج میلاد تهران نصب شده است. گفته می شود شرکت"مهندسي افق توسعه صابرين" واردات این دستگاه ها را از سال ۱۳۸۵ به عهده داشته است. "

مدتی کوتاه پس از آن که نهاد مسئول پارازیت  ارسال امواج پارازیتی را آغاز کرد، نمایندگان اصلاح طلب مجلس ششم خواهان برخورد با کانون های ارسال پارازیت شدند. در آن زمان گزارش ارسال پارازيت به روي امواج ماهواره‌ اي و راديوئي، در کميسيون صنايع و معادن مجلس شوراي اسلامي بررسي شد و دستور متوقف ساختن آن به شوراي عالي امنيت ملي جمهوري اسلامي ارسال شد. سید محمد خاتمی، رئيس جمهوري وقت ایران، در پي دريافت گزارشی از وزارت پست، تلگراف و تلفن و نیز پس از نامه نمایندگان مجلس دستور داد ارسال پارازيت سريعا متوقف شود. رسول مهرپرور و علي‌اکبرموسوي خوئيني‌، که در آن زمان از اعضاي کميسيون صنايع و معادن مجلس بودند، اعلام کردند که اماکني در تهران شناسائي شده‌اند که تداخلات موجي يادشده از آنجاها نشات مي‌گيرند و منتشر مي‌شوند. به گفته اين دو نماينده، علاوه بر مراکز ثابت ارسال پارازيت، تعدادي واحدهاي سيار که توسط کاميونت حمل مي‌شوند، نیز درارسال پارازيت نقش دارند. در آن زمان نام نهاد مربوطه  به صراحت به عنوان عامل ارسال پارازیت برده نشد و تنها به ذکر آن که این امواج از سوی "یکی از مجموعه های نظامی" مورد استفاده قرار می گیرد، اکتفا شد. 

محمد رضا علي حسينی، رئيس كميته ارتباطات كميسيون صنايع و معادن مجلس ششم در گفت و گویی خبر داد که نماینده این نهاد  حاضر به شرکت در جلسه کمیسیون مجلس برای بررسی ارسال پارازیت نشده است. وی همچنین گزارش داد که اتحاديه‌ جهاني مخابرات نیز در مورد ارسال پارازيت بر روي ماهواره ها به ايران اعتراض كرده است. مسعود داوري نژاد رئيس سابق رگولاتوري وزارت ارتباطات نیز فاش کرد که ارسال پارازيت باعث اختلال در تجهيزات مخابراتي سفارتخانه هاي خارجي مي شد و شکايت آنها را به دنبال داشته است. به هر حال تلاش های نمایندگان مجلس ششم و دولت خاتمی برای بازداشتن این نهاد  از ارسال پارازیت با موفقیت همراه نشد.  پس از روی کار آمدن دولت احمدی نژاد دیگر هیچ مزاحمی بر سر راه نهاد فوق  در ارسال پارازیت وجود نداشت. در این مدت این نهاد  توانست به راحتی به آزمایش سیستم های ساخته شده در صاایران و سایر دستگاه های خریداری شده از خارج بپردازد.گزارش ها و تحقیقات متعددی حکایت از خطرناک بودن امواج پارازیتی زمینی برای سلامت جسمی و روانی انسان دارد . وزارت بهداشت در دوران خاتمی طی گزارشی به کمیسیون صنایع مجلس احتمال وجود خطرات و مضرات اين نوع امواج را بسيار بالا دانست. مهندس مولوي عضو هيات علمي دانشكده پست و مخابرات، پیش از این گفته بود که "امواج مايكروويو پس از نفوذ به بدن انسان نوعي اثر گرمايي توليد مي كنند و باعث مي شود درجه حرارت بدن بالا رود." به گفته او "طبق مطالعات انجام شده از بين رفتن تعادل دماي بدن، به طوري كه بيش از ۵ درجه سانتيگراد باشد، براي انسان مرگ آور است و بيشتر از يك بمب اتمي براي افراد خطرناك است."دكتر اميراحمد سپهري، استاد برق و الكترونيك دانشگاه اميركبير نیز خاطرنشان کرده است که "امواج مورد نظر به شدت سرطان زا هستند و به ويژه سرطان نخاع را به دنبال دارد ." به گفته دکتر سپهری "تأثير اين امواج بر روي كودكان بيش از ديگر افراد جامعه است. اين امواج برروي مردان نيز تأثيرات نامطلوبي دارد و آنها را عقيم مي كند و از طرفي زنان باردار را گرفتار عوارضي سوء مي كند كه جبران ناپذير است. حتي اگر فرد به اين امواج خيلي نزديك باشد، فوراً كور مي شود و اينها همه زنگ خطري براي شهروندان تهراني است." تحقیقات همچنین نشان داده که امواج پارازیت تاثیرات مخربی بر اعصاب و روان انسان نیز بر جای می گذارند. همچنین این امواج ممكن است در اثر تداوم ناشنوايي مزمن را به همراه داشته باشد. امواج پارازیت علاوه بر تهدید سلامت، درسيستم  مخابراتی و الکترونيکی کليه دستگاههای ايمنی، از جمله سيستم های پزشکی بيمارستان ها، شبکه بانکی و سيستم هدايت هواپيما نیز تداخل ایجاد می کنند. یکی از دلایلی که ارسال این امواج در تهران معمولا پس از ساعات کار اداری آغاز می شود، همین است تا بدین ترتیب سیستم های مخابراتی و الکترونیکی دولتی از کار نیافتند. شایعاتی وجود دارد که علت سقوط هواپیمای تهران - ایروان در اطراف قزوین نیز به دلیل اختلال در سیستم ناوبری هواپیما از سوی امواج پارازیت بوده است. دلیل سقوط این هواپیما تاکنون به صورت شفاف و کامل از سوی مقامات دولتی ذکر نشده است. 

منبع: جنبش راه سبز (جرس) ،

ارسال در تاريخ جمعه 10 مهر1388 توسط علی محمدی ایروانلو

درپی فشارهای گسترده سیاسی به اصلاح طلبان

بزرگان  اصلاحات از زندان به بیمارستان می روند  

فشارهای گسترده سیاسی روانی به بزرگان اصلاحات  پروژه فرسایشی  جریان حاکم را وارد فاز هر جدیدی نموده بطوریکه خبرها حاکی از  آن است که اخیرا دو چهره  مشهور اصلاح طلبان   زیر ماه ها فشار های روحی  روانه بیمارستان شده اند   در این خصوص گفته می شود  دکتر محسن میردامادی، دبیرکل جبهه مشارکت ایران اسلامی که بیش از 100 روز است در سلول انفرادی به سر می برد، به علت آریتمی قلب چند روز در بیمارستان بستری بوده است. به گزارش نوروز، خانواده دکتر میردامادی روز گذشته (چهارشنبه) در محل زندان اوین با او ملاقات کردند. در خبری دیگر گفته می شود بهزاد نبوی، عضو ارشد سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی به علت عود بیماری فتق به بیمارستان بقیه الله اعزام شده است و بنا بر تشخیص پزشکان این بیمارستان ضروری است که وی تحت عمل جراحی قرار گیرد. به گزارش نوروز، نبوی که پیش از این به دلیل همین عارضه توسط دکتر ظفرقندی جراحی شده است، گفته است که ترجیح می‏دهد برای بار دوم نیز توسط پزشک معالج خود عمل شود، چرا که نمی‏تواند به پزشکانی که نمی‏شناسد اعتماد و اطمینان کند. دکتر ظفرقندی، قبلا به بهزاد نبوی توصیه کرده بود که این عمل جراحی را هر چه زودتر انجام دهد، که مشغله زیاد چریک پیر تا پیش از این عمل را به تعویق انداخته بود.مهندس نبوی به دلیل تأخیر در درمان فتق که اکنون به مرحله حادی رسیده است، دچار افت فشار خون شده که به گفته پزشکان ممکن است خطرناک آفرین باشد. عمل "قلب باز" نبوی 67 ساله که در سال‏های اخیرا انجام شده است نیز بر نگرانی‏های خانواده وی از سلامتی بهزاد نبوی افزوده است.یار دیرین شهید رجایی، در روز 23 خرداد بازداشت شد و در حالی که ساعت یازده روز بعد آزاد و به خانه بازگشته بود دوباره در نیمه شب همان روز پس از یورش ماموران به منزل وی، بدون ارائه کارت شناسایی و حکم بازداشت مجددا دستگیر شد. نبوی تاکنون فقط یک بار و با حضور بازجو با خانواده خود ملاقات کرده است که این ملاقات نیز سه ماه بعد از بازداشت او صورت گرفت.بهزاد نبوی با سابقه وزارت و نمایندگی مجلس در جمهوری اسلامی و مدت‏ها زندان در رژیم پهلوی، بر اساس اعلام نماینده دادستانی تاکنون از هرگونه اعتراف دروغ سرباز زده و تنها جمله‏ای که از او در کیفرخواست آمده این است که "من به آقای موسوی خیانت نمی‏کنم".

 

 

ارسال در تاريخ جمعه 10 مهر1388 توسط علی محمدی ایروانلو

لزو م رفتارهای هوشمندانه و نفی مطالبات حداکثری

 پس از حضور آیت الله  هاشمی رفسنجانی در نماز عید فطر و اظهار نظرهای اخیر، ایشان  مورد هجوم موج تازه ای از انتقادات قرار گرفتند.شاید بتوان اوج این انتقادات را در شبکه های اجتماعی مجازی و وبلاگ هایی که اغلب توسط جوانان حامی جنبش سبز اداره می شوند مشاهده نمود.
به نظر می رسد فضای سیاسی کشورمان در سالیان اخیر پیچیده تر از آن است که بتوان با تحلیل های احساسی به نتایج مطلوبی رسید و باید لزوم رفتارهای هوشمندانه و نفی مطالبات حداکثری را مد نظر قرار داد .به نظر می رسد  یکی از مهمترین اشتباهات اصلاح طلبان پس از پیروزی در انتخابات سال 76 و در آستانه انتخابات مجلس ششم حملات بر رحمانه برخی رسانه های اصلاح طلب وقت به شخصیت آقای هاشمی رفسنجانی بود.اشتباهی که با آغاز به کار مجلس ششم و معطل ماندن لوایح و طرح های مصوب مجلس در فیلتر شورای نگهبان نمود بیشتری پیدا کرد.شاید در صورت حضور آقای هاشمی در مجلس وقت با اتکا به توانایی های ایشان و حضور پررنگ ایشان در لابی قدرت نتایج بهتری حاصل می شد. اکنون پس از گذشت یک ده از آن دوران و همراهی ایشان با اصلاح طلبان که پس از انتخابات نهمین دوره ریاست جمهوری شکل گرفت به نظر می رسد اقدامات شتابزده ممکن است جنبش سبز مردمی را از یکی از پرنفوذترین ارکان نظام تهی سازد.بررسی رفتار آقای هاشمی در 30 سال اخیر نشان دهنده خط مشی بی طرفانه ایشان است.همین رویه بود که باعث شد بخش مهمی از خواسته های نهضت مردمی توسط ایشان در نماز جمعه که پایگاه سنتی محافظه کاران بود مطرح شود..
سابقه درخشان آقای هاشمی در نظام جمهوری اسلامی و پست های خطیر ایشان در مجمع تشخیص مصلحت نظام و خبرگان رهبری بود که عدم حضور ایشان را در مراسم تحلیف و تنفیذ دولت دهم را به سر تیتر بسیاری از خبرگزاری های داخلی و خارجی تبدیل نمود.دیگر حرکت تاثیرگذار ایشان حضور در مراسم معارفه آقای صادق لاریجانی بود که نشان دهنده حضور ایشان در صحنه و تایید مخالفت با عملکرد محمود احمدی نژاد بود.با توجه به عملکرد آقای هاشمی و نفوذ ایشان در نظام به نظر میرسد ،نباید توقع مطرح کردن مطالبات حداکثری را از ایشان داشته باشیم.چرا که با طرح این قبیل خواسته ها  فشار  بخش تندرو جناح اصولگرا برای حذف ایشان از قدرت بیشتر خواهد شد. خط مشی جنبش سبز مردم ایران با رهبری آقایان موسوی،کروبی و خاتمی جذب حداکثری مسئولان و مردم زیر یک پرچم است. همین عملکرد باعث شده برای اولین با ر اپوزسیون قدرتمندی در داخل کشور با حضور افراد پرسابقه نظام جمهوری اسلامی و مراجع و روحانیون در کنار پشتوانه عظیم مردمی در مخالفت با دولت شکل گیرد.در واقع باید به نقش متفاوت هر فرد در این حرکت توجه شود.نقش های متفاوتی مانند نقش جنبش سبز دانشجویی با مطالبات حداکثری،نقش آقایان موسوی ، کروبی و خاتمی در حداکثری کردن و هدایت جنبش و نقش افرادی مانند آقایان هاشمی و سید حسن  خمینی در چانه زنی و اعمال فشار درون حاکمیت.

ارسال در تاريخ پنجشنبه 2 مهر1388 توسط علی محمدی ایروانلو

تحلیل نامه عبدالکریم سروش

سوراخها ی حوض  

هر چند در طول سی سال گذشته انقلاب اسلامی ایران با بحران های بزرگ خارجی و داخلی روبرو شده  و از آن سربلند بیرون آمده است لیکن وقایع تاسف بار ماههای گذشته که اختلافات سران نظام و شکاف دولت ملت را متوجه نظام نموده است به قدری برای کشورهزینه زا بوده که فضای لازم برای دخالت اجنبی را در امورات کشور فراهم کرده  و این امر با نگاه به تجربه تاسف بار تاریخی مردم ایران می تواند هزینه های گاها جبران ناپذیر متوجه کشور نماید . در واقع اشتباهات صورت گرفته در چند ماه گذشته  شرایط را برای فرصت طلبان خارجی و عوامل داخلی آنها برای گرم نگه داشتن تنور اختلافات در کشور و سیر آن به سمت و سوی آینده ای نامعلوم مهیا ساخته و این رهیافت رویکرد اصلی رسانه هایی چون بی بی سی و صدای آمریکا و مزد بگیران آنان درروزهاو ماههای اخیر بوده است ..در این خصوص نامه سر گشاده وسرتاسر توهین آمیز عبدالكریم سروش به مقام معظم رهبری را که تیم تبلیغاتی غرب وظیفه مانور تبلیغاتی آن را بر عهده گرفته باید در راستای استراتژی دشمنان انقلاب شکوهمند اسلامی ایران تفسیر نمود . عبدالكریم سروش كه نقش محوری در انقلاب فرهنگی داشته، از نیمه دهه شصت با انتشار تدریجی نظریه قبص و بسط تئوریك شریعت و سپس مقالات متعدد در ماهنامه كیان، به دفاع از پلورالیسم دینی و مخالفت با نظام اسلامی و نظریه ولایت فقیه و عملكرد امام خمینی پرداخت. وی که یکی از مهم‌ترین نظریه‌پرداز ن حكومت غیردینی در ایران و مخالف نظریه ولایت فقیه و جمهوری اسلامی می باشد  در ایام انتخابات به مخالفت شدید با مهندس موسوی پرداخت .در واقع اعتقاد و رویکرد  مهندس موسوی به اندیشه های ناب امام (ره) و نظام جمهوری اسلامی موجب شد تا در انتخابات اخیر، دكتر سروش مهندس موسوی را هدف شدید انتقادات و تخریب‌ها قرار دهد، اما حوادث پس از انتخابات، به ویژه عملكرد نامناسب در برخورد با معترضان و شرایط بازداشتگاه‌ها كه تأثیر بسیار نامناسبی بر جامعه گذاشته موجب شده است تا دكتر سروش احساس كند زمینه لازم برای طرح مجدد نظرات قبلی خود در مخالفت با نظام اسلامی، نظریه ولایت فقیه و جمهوری اسلامی فرآهم آمده است .

ژان پل سارتر در مقدمه كتاب مغضوبين زمين از فرانتس فانون اينگونه مينويسد:

ما روشنفكران اروپا چند نفري را از كشور هاي مختلف آسيايي و خاور ميانه اي و آفريقايي گرد هم آورديم در اروپا. به آنها غذاي خوب خورانديم لباس شيك پوشانديم دختر خوب داديم زندگي مرفه آراستيم و بر ماشينهاي گرانبها سوار كرديم و چرخانديم. بعد آنها را در كشورهاي خودشان رها كرديم. اين افرادي كه ما جمع آورده بوديم وقتي به كشور خود رفتند ديگر فركشان حال و هواي فرنگ داشت، از لباس و خوراك و خوش گذرانيهايشان كه بگذريم حرفهايشان هم فرنگي شده بود. اينها ديگر در جامعه خود يك انسان معمولي نبودند. اينها تبديل شده بودند به روشنفكران كشور خود. حرفهايي كه ميزدند مردم را همه به حيرت در مي آورد. حسن اين كار چه بود؟ حال اينها شده بودند بلند گوي ما در آن سرزمين ها. ما از قبل فهميده بوديم كه اگر خودمان برويم و در اين سرزمينها بلندگو را به دست بگيريم مردم حرفهاي ما را آنگونه كه بايد و شايد جذب نميكردند. پس به فكر واسطه و بلندگويي از جنس خودشان بوديم. و اينها شدند بلندگوي ما در آن سرزمينها. يك روزي شد كه ما ديديم ( و خودمان هم تعجب كرديم) كه ما در اروپا چيزي ميگوييم يكدفعه از خاور دور از ايران از خاور ميانه از آفريقا بازتاب صداي خودمان را ميشنويم. ما اينجاي ميگوييم آزادي براي ملت و يكهو صدايمان بازتاب ميكند كه ميگويد ... ملت ...ملت ...ملت....!!! ميگوييم كشورهاي تروريست و دولتهاي تروريست نابود شوند و يكهو صداي خودمان را از آن سوي جهان ميشنيديم كه ميگويد ... نابود شوند...نابود شوند...شوند...شوند...!!!  ( و به قول معلم شهيد دكتر شريعتي عين سوراخها ی حوض ) و خوشمزه تر از آن اينكه وقتي ما ساكت ميشديم اين سوراخهاي حوض هم ساكت ميشدند!! در این خصوص دكتر علي شريعتي نیز در كتاب "چه بايد كرد؟" به بيان تفاوت بين روشنفكر اصل و كپي پرداخته  و اين روشنفكرها را از نوع کپی شده آن دانسته است  كه به اعتراف سارتر بلندگوي مورد اعتماد غرب و ابزار آنها برای نیل به اهدافشان هستند  و حال می توان تحرکات فرصت طلبانی چون دكتر سروش را عين همون سوراخ حوضي دانست  كه صداي غرب را در بوق و برنا کرده است 

ارسال در تاريخ شنبه 21 شهریور1388 توسط علی محمدی ایروانلو

واكاوي وقايع بعد از انتخابات و اتهام انقلاب مخملين

شايد فردا دير باشد

عدم توازن قدرت و حاكميت يكدست همواره مي تواند زمينه ساز مردم گريزي ، توتاليتر و حكومت غير پاسخگو را فراهم سازد . در واقع وجود دولت در سايه ، به رسميت شناختن اپوزيسيون قانوني براي استفاده حداكثري از ابزارهاي دموكراتيك پيكار سياسي شفافيت و مردم سالاري را تقويت نموده و نظام سياسي را از مرزهاي حكومت فراگير و يكه تاز دور خواهد نمود . به نظر مي رسد جريان افراطي راست در تلاش است با بهره وري از شرايط حاكميت يكدست ،جمهوريت نظام را تضعيف نموده و پروسه جامعه پذيري سياسي را در بستر ايدئولوژي معقتد به آن بوجود آورد. يك نگاه به وقايع ماههاي اخير در كشور خصوصاً فضاي بعد از انتخابات 22 خرداد مي تواند اين تحليل را شفاف تر نمايد . در اين خصوص جريان راديكال حاكم در تلاش است به هر طرفه العيني رقيب سياسي خود را زمين گير نموده و جناح موسوم به چپ را كه به تعبير مقام معظم رهبري يكي از دوبال نظام جمهوري اسلامي است از صحنه به در نمايد و ظاهراً در اين مسير هدف توجيه گر هر وسيله اي خواهد بود . به نظر مي رسد پروژه تمسك به  انقلاب مخملي (velvet revolution) از مهمترين رهيافت جريان افراطي رقيب اصلاح طلبان براي كيش و مات ِمهمترين بازيگر صفحه شطرنج سياست در كشور است . يك پيمايش از روند اتفاقات ماههاي اخير فضاي ژلاتيني سياست را شفاف تر مي نمايد بطوريكه در طي اين ايام  بخش مهمي از مسئولان ، مديران و خصوصاً تعدادي از ياران اصيل انقلاب كه در زمره فرزندان فاضل و امين امام (ره) بودند به بهانه مهار انقلاب مخملي در منگنه شديدترين فشارها قرار گرفته اند ، رويكردي كه مي تواند صدمات جبران ناپذيري به مشروعيت نظام وارد سازد . اگر امروز بخش وسيعي از مديران رده بالاي كشور و سمپات هاي اجتماعي آنان كه در طي 25 سال پس از انقلاب اسلامي ، نظام و انقلاب را مديريت كرده اند و مردم تحت مديريت و حتي فرماندهي آنان فرزندان خود را به جبهه ها فرستاده متهم به بر اندازي و انقلاب مخملي شده اند ! حال  مگر نه اين است كه به اركان نظام آسيب زده و با دست خود به دامنه بحران مشروعيت دامن زده ايم .

تحليل هاي پيش ساخته : يك نگاه به تحليل هاي جريان حاكم نشان از هژموني پيش زمينه هاي ذهني با چار چوب هاي از قبل طراحي شده است كه باز خورد آن گزارشات و تحليل هاي نادرست اما مورد پسند مقامات بالاتر اين جريان افراطي و در راستاي استراتژي از قبل تعيين شده است . پر واضح است اين گونه تحليل هاي پيش ساخته بسترهاي به ظاهر قانوني را براي نيل به هدف و حذف اصلاح طلبان از سپهر سياست ايران تدارك ديده است . در واقع  تمسك به شباهت هاي ظاهري وقايع بعد از انتخابات با بعضي از مؤلفه هاي انقلاب مخملي ( استفاده نمادين از رنگ خاص ، ادعاي تقلب در انتخابات ، واكنش رسانه هاي خارجي ، نافرماني مدني و راهپيمايي هاي آرام از طريق مشاركت مردم و رهبران مخالف) رهيافتي است كه جريان افراطي در تلاش است با پروژه همسان سازي ، حركت اعتراضي پس از انتخابات را در راستاي طرح آمريكا و متحدانش در غرب قلمداد نموده و به اين طريق زمينه هاي برخورد با بخش وسيعي از نخبگان جناح چپ را مهيا سازد . حال بايد پرسيد به راستي اين گونه ايده ها و همسان سازي اعترضات ماههاي اخير با انقلاب مخملي در دايره تحليل گران آزاد و منصف پذيرفتني است ؟

واقعيت چيست ؟ هر چند پاره اي از مؤلفه هاي انقلاب مخملي بنابه حوادث غير قابل پيش بيني صفحه سياست در وقايع اخير مشهود بوده است ليكن بايد قبول كرد تشابه پاره اي از علائم و مشخصات پديده ها برهان هم جنس بودن آنها نيست و نبايد شبهه بوجود آمده در افكار عمومي بخشي از شركت كنندگان در انتخابات اخير كه خود رقم قابل توجهي است را به آمريكا و نقشه هايش براي سرنگوني نظام جمهوري اسلامي ربط داد رويكردي كه متأسفانه در حال حاضر شاهد آن هستيم . مستندات و واقعيت ها به حدي است كه ايده جريان حاكم در برخورد با اصلاح طلبان را با چالش هاي اساسي روبرو ساخته است . به راستي چگونه مي شود باور كرد كه آمريكا و هم پيمانانش در سال هاي اخير موفق شده اند سياست خود را در ايران به نحوي معجره آسا پيش برند كه دو رئيس جمهور سابق ، يك رئيس مجلس اسبق و نخست وزير دفاع مقدس را با خود همراه سازند . بايد توجه داشت صرف نسبت دادن خواست ميليون ها نفر براي تغيير و اصلاحات درچارچوب ظرفيت هاي قانون اساسي با آمريكا ، انگليس ، فرانسه و اسرائيل نمي تواند شبهه بوجود آمده درباره اصالت نتايج انتخابات را از بين برد . به عبارت ديگر نمي توان و نبايد اعتراضات به عملكرد نهادهاي اجرايي و نظارتي در امر انتخابات و عدم رعايت آزادهاي سياسي مورد تأكيد قانون اساسي را با رويكردهاي امنيتي پاسخ داد و نيروهاي اصيل انقلاب و نظام را با انگ هاي آن چناني سركوب كرد. واقعيت اين است جامعه فعلي ايران ميراث دار يكي از مهم ترين انقلاب هاي قرن بيستم است كه با تمسك به اسلام و آموزه هاي تشيع حسيني خشن ترين استبداد رژيم شاهنشاني را كه به شدت از سوي آمريكا حمايت و تقويت مي شد در هم شكسته است و به علت تداوم دشمني هاي آمريكا طي سال هاي پس از انقلاب ، نفرت ديرينه و عميقي بوجود آمده است كه به كلي با ايفاي نقش نجات بخش توسط آمريكا متضاد است ، از سوي ديگر عمق باور و اعتقاد مردم ايران به اسلام ، تشيع و ايدئولوژي انقلاب به گونه يي است كه با وجود پاره اي از گلايه ها و نارضايتي ها از عملكرد مسئولان ، بخش مهمي از مردم دفاع از حاكميت و نظام در مقابل خواسته هاي بيگانگان را به باورهاي اعتقادي خود پيوند زده اند و با استناد به اين ويژگي ها است كه بسياري از صاحب نظران منصف سياسي در هر دو جناح كشور بر اين باورند نظام جمهوري اسلامي به علت همان ويژگي كه آن را در مقابل توطئه هايي از جنس انقلاب مخملي مصونيت بخشيده است در مقابل اقداماتي كه باور مردم به ايدئولوژي انقلاب را خدشه دار كند آسيب پذير خواهد بود . برهمين اساس بايد به ارزيابي اقدامات جريان هايي پرداخت كه ظاهراً به بهانه مقابله با خطر انقلاب مخملي شديدترين ضربات را بر پيكرباورهاي مردم وارد كرده اند . پر واضح است بايد اين واقعيت را قبول كرد انقلاب مخملي در ايران توهم يا آرزويي است كه بيگانگان بايد در حسرت آن بميرند ليكن خطر اقدامات كساني كه به بهانه مقابله با انقلاب نرم دست به هر اقدامي مي زنند  حقيقتاً مشروعيت نظام و انقلاب را نشانه رفته است و عاقلان و دلسوزان نظام فراتر از منازعات سياسي بايد هر چه سريعتر چاره انديشي نمايند كه شايد فردا براي آن دير باشد .

ارسال در تاريخ پنجشنبه 29 مرداد1388 توسط علی محمدی ایروانلو

آيا هاشمي رفسنجاني در توهم «بحران» به سر مي برد؟

آيت ا.. هاشمي رفسنجاني خطيب نماز جمعه تهران با بررسي فرايند دهمين دوره انتخابات رياست جمهوري ، شرايط كشور را بحراني توصيف كرده و راهكارهايي را براي مهار اين بحران پيشنهاد نمود . ليكن به نظر مي رسد تحليل هوشمندانه يكي از سكانداران اصلي انقلاب اسلامي ايران در گرد و غبار فضاي التها ب سياسي بوجود آمده ،كم رنگ شده و تهمت هاي ناروا نيز از سوي طيفي از جريان حاكم به وي روا مي شود . حال بايد پرسيد يكي از معدود بانيان اصلي انقلاب اسلامي ايران كه نقش ممتاز او در عبور كشتي انقلاب از گردنه هاي بس خطرناك بركسي قابل ترديد نيست آيا در توهم «بحران» غلتيده؟ يا كه نگاه او از زاويه يك كارشناس با تجربه و مجرب سياسي بوده است ؟

پرواضح است نگاه به مباني نظري نظام جمهوري اسلامي ايران مي تواند گوشه اي از زواياي پنهان اين سوال را شفافتر نمايد . در اين خصوص جوامع توسعه يافته با سقف حداكثري دموكراسي فارغ از التهاب هاي اجتماعي و سياسي بسترهاي با ثباتي را در سياست ورزي و حكومت داري بوجود آورده اند ليكن جوامع توسعه نيافته يا در حال گذار به دموكراسي خصوصاً با ماهيت ايدئولوژيك همواره ظرفيت هاي غير قابل كتمان براي بحران هاي اجتماعي دارند چنانكه بخشي از صاحب نظران سياسي معتقدند «دولت هاي ايدئولوژيك ذاتاً متضمن درجاتي از بحران مشروعيت ، مشاركت سياسي و كارايي هستند و اين بحران ها وقتي خطر آفرين مي شود كه با بحران سلطه و استيلا تركيب شوند»(1).

 بي شك نظام سياسي جمهوري اسلامي ايران گوشه اي از ساختارهاي دولت ايدئولوژيك را در خود داشته كه به مقتضيات زماني چرخش هاي دمكراتيك را در درجه هاي متفاوت لمس نموده است . در جمهوري اسلامي  سنت اسلامي محور اصلي تلقي شده و حقوق و تكاليف و ارزش ها و هنجارها  در متن سنت اسلامي نهفته است و فرد تنها در اين متن حقوق و ارزش پيدا مي كند . در ايدئولوژي نظام جمهوري اسلامي نه دولت يا حزب و يا طبقه خاصي بلكه سنت اسلامي  كه روحانيت مفسر اصلي آن است ، تعظيم و تكريم مي شود . ميان سنت و افكار عمومي به عنوان محمل ظهور آن ضرورتاً پيوندي در كار نيست بلكه روحانيت و در رأس آن ولايت فقيه مظهر اصلي سنت اسلامي تلقي مي شود طبيعتاً تفسير رهبري رشته اصلي پيوند نظام جمهوري اسلامي را تشكيل مي دهد و نهادهاي دمكراتيك در ذيل آن معني مي يابند . پرواضح است سنخيت نظام سياسي با ساختار دولت هاي ايدئولوژيك موجب گرديده تا اين نظام پتانسيل هاي بحران زا را در بستر خود داشته باشد و فقدان مديريت بحران مي تواند جمهوري اسلامي ايران را كه ماحصل بيش از يك قرن مبارزات مردم ايران است  با چالش هاي خطرناك روبرو سازد .

از نگاه صاحب نظران سياسي هر دولت يا نظام سياسي براي حفظ سلطه و وحدت و انسجام خود بايد سه كار ويژه اصلي را ايفا كند كه از اهم آنها وحدت و يكپارچكي ميان طبقات حاكم در درون بلوك قدرت است كه كار ويژه هاي مهار مخالفان و بسيج ايدئولوژيك توده ها خود متأثر از اين وظيفه مهم است (2)

به نظر مي رسد در طول چهار سال گذشته خصوصاً وقايع انتخابات 22 خرداد ،  نظام جمهوري اسلامي ايران را در انجام مهمترين كارويژه خود يعني وحدت استراتژيك طبقات حاكم با چالش هاي اساسي روبرو ساخته است . در واقع ماهيت ايدئولوژيك نظام سياسي، طبقه روحانيت را مهمترين طبقه حاكم متصور نموده و وحدت نظر و همبستگي اين طبقه ضمن تثبيت همبستگي كلي ساير طبقات موثر ، كارويژه هاي بعدي نظام را براي پايداري باعث مي شود .

يك پيمايش تاريخي نشان مي دهد كه اولين شكافها از دهه 60 شروع شد بطوريكه نيروهاي اصلي بلوك قدرت در دوران مجلس سوم و بعد از آن ، با تجزيه مجمع روحانيون مبارز از جامعه روحانيت مبارز دچار شكاف دروني آشكاري شد . در دهه 1370 شكاف ديگري در بلوك نيروهاي سنتي و محافظه كار حاكم رخ نمود كه خود در قالب تعارض ميان سنت و تجدد به عنوان راست سنتي و راست مدرن ظاهر شد . در واقع روي هم رفته طبقه حاكم روحاني هر چند نتوانست در دراز مدت وحدت و انسجام دروني خود را حفظ كند و طبيعتاً اين روند موجب ضعف حاكميت در انجام كارويژه هاي بعدي شد ليكن شكاف هاي بوجود آمده سطحي قلمداد شده و علائمي از تبديل آن به يك گسست خطرناك بحران زا وجود نداشت .

به نظر مي رسد اتفاقات ماههاي اخير علائم سومين شكاف در طبقه حاكم را متصورتر مي نمايد شكافي كه در دو سوي آن روحانيان بزرگ و موثر در جايگاه قدرت، قرار گرفته اند و تأثير بس موثر آن بر مهار دو كار ويژه بعدي حاكميت گوياي ناديده نگرفتن اين شكاف است .

شكافي كه گسست زا بودن آن را شخصيتي چون هاشمي لمس نموده و دغدغه هاي ترميم آن را در ذهن مي پروراند و شايد فرمايشات اخير مقام معظم رهبري مبني بر رفتارهاي هوشمندانه نخبگان نيز خود در راستاي اين دغدغه بوده است .

بايد قبول كرد تقويت نيروهاي معارض و ضد انقلاب خصوصاً در خارج از كشور كه لجن پراكني خود را روز به روز افزايش مي دهند از يكسو و شكاف دولت ،ملت كه روندي روبه افزايش يافته از سوي ديگر نشان از ضعف نظام در ايفاي كار ويژه هايش بوده كه خود عمق تفرق در هژمونيك طبقه حاكم را نشان مي دهد  مسئله اي كه ايجاب مي كند درايت و تدبير هوشمندانه آن را از وارد شدن به يك گسست خطرناك مانع شود تاكشتي انقلاب بار ديگر از يك گردنه خطرناك ديگر  با قامتي استوار سربلند بيرون آيد .

پرواضح است نگاه به ماهيت ايدئولوژيك نظام جمهوري اسلامي ايران و ضرورت ايفاي كار ويژه هاي حياتي آن دغدغه هاشمي رفسنجاني را مشهود تر مي نمايد.  آيا باز هم بايد گفت او در توهم «بحران» به سر مي برد ؟


پي نوشت ها :

1)حسين بشيريه ، ديباچه اي بر جامعه شناسي سياسي ايران ، تهران ، موسسه نگاه معاصر ، 1382 ، ص 75

2)همان ص 98

ارسال در تاريخ یکشنبه 4 مرداد1388 توسط علی محمدی ایروانلو
قالب وبلاگ